وبلاگ رشته ی کشاورزی پیام نور لامرد

دانشجوی رشته ی مهندسی مدیریت آبادانی روستاها پیام نور لامرد

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ وبلاگ رشته ی کشاورزی پیام نور لامرد خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

- باعث محدود كردن رشد گياه در منطقه اي يا از بين رفتن كامل گياه از يك منطقه مي شود. (مرگ نارون هلندي Dutch elm disease)

 3- پيشرفت صنايع وابسته به كنترل عوامل بيماريزا(كارخانه سم سازي- سازنده ماشي آلات سمپاشي)

 4- استفاده از عوامل بيماريزا در صنايع پزشكي «سيخك غلات يا Ergot كه روي گندم و جو و چاودار اسكلروت را ايجاد مي كند. كه از الكالوئيد آن براي درمان قانقاريا و بيماريهاي زنانه استفاده مي‌شود.»

5- 16% از محصول دنيا را از بين مي برند. مهمترين آن 1- زنگ غلات 2- سياهك غلات3- Ergot غلات 4- سفيدك دروغي سيب‌زمين 5- لك قهوه‌اي برنج 6- سوختگي برگ ذرت«بلايت ذرت».

 از بييماريهاي ويروسي مهم مي توان به عوامل زير اشاره كرد1- كوتولگي زرد جو 2- موزاييك نيشكر 4- زردي چغندر قند.

عوامل باكتريايي: شانكر مركبات- آتشك سيب و گلابي

عوامل نماتدي: نماتد مواد گره ريشه – نماتد سيستي چغندر قند. نماتد طلايي سيب زميني( در ايران قرنطينه مي باشد.)

تاريخچه بيماريهاي گياهي:

 تئوفراستوت سال 400 قبل از ميلادي بيماريهاي روي غلات و درختان مشاهده كردو در اين زمينه مقاله نوشت.

رومي‌ها براي مبارزه با زنگهاي غلات در اوايل بهار نزد خداي Robigo مي رفتند و دعا مي‌كرند.

 در سال 1729 آقاي Michili پدر علم قارچ‌شناسي گردهاي روي گياه را برداشت و روي گياه ديگر ريخت و علائم مشابه را مشاهده كرد.

سال1734 كشيش انگليسي (نيدهامNeed ham) نماتد گال گندم را توصيف کرد.

 در سال 1775 آقاي تيلتTillet روي گندم پودر سياه رنگ را مشاهده كرد و آنرا در مورد گندمهاي سالم آزمايش كرد  و سياهك را شناسايي كرد.

در سال 1858 آقاي Kuehn كه فردي مزرعه دار بود اولين كتاب را در زمينه بيماريهاي گياهي تاليف كرد.

سال 1861 آقاي Debary بيماري سوختگي شاخ و برگ سيب‌زميني را مطالعه كرد ٍ و  بعنوان بنيانگذار علوم بيمارشناسي گياهي شناخته شد.

ويروس موزاييک توتون( TMV)اولين بار توسط آقاي ميرMayer شناسايي شد وبعد آقاي استنليStanley عصاره گياهي بيمار را استخراج كرد و ويروس را شناسي كرد.

در سال 1961 ژاپني‌ها ماده اي را از برنج استخراج كردند و آن را شبه ميكو پلاسما Mycoplasma  ناميدند.        Mycoplasma Like Orgranism)ياM.L.O»( كه در آوندهاي آبكش ديده مي شد و ژاپني ها مشاهده كردند كه با استفاده از آنتي‌باكتريهاي قابل درمان بودند پس ساختاري شبيه باكتري ها داشتند و آنها را فيتوپلاسما ناميدند.

در سال 1971 ويروئيدها را از گياهان استخراج كردند ( ويروئيدها RNAهستند و پوشش پروتئيني ندارند و فقط در گياهان بيمازي زا هسند ، در حالي که ويروس DNA ، دورشته‌اي  و پروتئين‌دارمي باشد)

طبقه‌بندي بيماريهاي گياهي:

مي تواند با توجه به علائم بيماري در گياه، اندام گياهي مورد آلودگي، نوع گياه، عامل بيماري «ويروسي ـ باكتري ـ نماتدي ـ بيماريهاي عفوني يا مسري، غير عفوني»  تايين شود

1- بيماريهاي عفوني يا مسري: Infecious diseases يا  Biotic diseases  كه ناشي از قارچها، پريوكاريدها ، باكتريها» فيتوپلاسما، ويروسها، ويروئيدها، نماتدها، گياهان گلدار و Protozoa

2-   بيماريهاي غيرعفوني و غير مسري: infecious disease Non كه متاثر از عوامل محيطي مثل گرما، سرما، نور، و PHخاك ، املاح خاك، عمليات زراعي نامناسب، كمبودهاي خاك.

 مفهوم بيماري در گياه:

 گياهي سالم است كه در فرآيند فتوسنتز گلوكز را سنتز مي‌كند و در فرآيند تنفس آن را مي سوزاند.

 گياه بيمار گياهي است كه در اين خواص فيزيولوژيكي اش اختلال ايجاد شده است ،كه عواملي که روي برگ هستند فتوسنتز را مختل مي كنند و عوامل بيماري‌زا روي گل و ميوه باعث اختلال در توليد مثل گياه مي شوند..

هر فرآيند غير عادي كه در اثر تحريك مدام عامل زنده«Pathogen » يا غير زنده مشاهده شود.

 كه نتيجه اختلال ناشي از عوامل زنده را Plant disease و عوامل غيرزنده را Disorder مي گويند.

تشخيص بيماري هاي گياهي:

1- تشخيص اين كه آيا Pathogenعامل بيماري مي باشد «مشاهده موجود زنده» .

 2-  ممکن است ناشي از شرايط  محيط مي باشد.

«ممكن است واريته هاي مختلف از گياه در برابر شرايط محيط عكسي العمل متفاوتي داشته باشند. »

تشخيص  Pathogen از روش كخ:

1-   آن بيماري را روي ديگر گياهان مزرعه مشاهده كنيم.

2-   بيمارگر را بتوانيم از گياه جدا كنيم.

3-   بايد پاتوژن  راروي گياهان سالم  آزمايش كرد.

4-   پس از تلقيح بيمارگر بر روي گياه سالم بايد اثرات مشابه مشاهده شود.

5-   بتوانيم بيمارگر را مجدداً از گياه بيمار استخراج كنيم«اثبات بيماري‌زايي»

بيمارگر هاي گياهي:

 ميزبان ـ عامل بيماري ‌زا ـ شرايط مساعد،‌سه عامل هستند كه در تقابل باهم باعث ايجاد بيماري مي‌شوند.

رابطه بين پاتوژن و ميزبان را پارازيسيم مي‌گويند.Parasitism .

 هر پاتوژني پارازيت هست ولي هر يارازيتي پاتوژن نيست. مثلا قارچ Endogone كه به صورت پارازيت داخل گياهان مرتعي وجود دارد پاتوژن نمي‌باشد.(يعني باعث بيماري در گياه نمي شود)

1- انگل اجباريBiothroph : مثل ويروس هاـ ويروتيدهاـ فيتوپلاسماـ نماتد باكتريهاي سخت كشت Fastidies – بعضي قارچ‌ها

2- انگل غير اجباري:( 1- ساپروفيت اختياري facultative saprophyte. 2- پارازيت اختياري facultative parasite)

3-   ساپروفيت اجباري

ساپروفيت اختياري facultative saprophyte: كه بيشتر سعي مي‌كنند به صورت انگل در روي موجود زنده فعاليت كند.

پارازيت اختياري: facultative parasite بيشتر سعي مي‌كند كه ساپروفيت باشند اگر مواد غذايي نباشد پارازيت مي‌شوند و معمولاً توليد توكسين مي كنند كه باعث مرگ سلول مي شوند.

پارازيت هاي اجباري: يك رابط همزيستي با سلول برقرار مي‌كنند(سلول را نمي کشند) چون زندگي‌شان وابسته به زندگي سلول است.

فرق بين پارازيت اختياري و اجباري:

1- نوع تغذيه كه در پارازيت هاي  اجباري Biotroph و در اختياري ها Necrotroph مي‌باشد.

2- پارازيت هاي اجباري سلول را نمي کشند ولي پارازيت هاي اختياري ابتدا سلول را مي کشند و بعد تغذيه مي کنند.

3- دامنه ميزباني درپارازيت هاي  اختياري وسيعتر بوده در حالي که در پارازيت هاي  اجباري عمل اختصاصي مي‌باشد.«قارچ‌هاي متكامل»

 چرخه بيماري: Disease cycle:

 1- مرحله برقراري تماس بين پاتوژن و ميزبان «تلقيح»  Inoculation : که بستگي به پاتوژن دارد مثلاً ويروس به طور كامل در تماس با گياه خواهد بود در نماتدها اندام تغذيه اي و در گياهان گل‌دارانگل بذر در تماس با ميزبان خواهد بود و در قارچ ها هاگ يا هيف و ... مي توان باشد.

به هر يك از واحد پاتوژن كه با ميزبان تماس برقرار مي‌كند يك Propagule مي گويند مثلاً يك دانه بذر گل انگل يك Propagule خواهد بود.

2- رخنه (نفوذ)Peneteration:

1-به شکل مستقيم: قارچها ـ نماتدها ـ گياهان گل دار

2-به شکل غيرمستقيم: (1- روزنه طبيعي گياهي يا جاهاي كه زخم شده 2- با كمك ناقلين، مثلاويروس‌ها  به کمک شته ها و زنجره هامنتقل مي شوند)

3-عفونت: آلودگيInfection برقراري رابطه پاتولوژيكي بين عامل و ميزبان كه منجربه ظهور علائم در گياه شود.

4- دوره نهفتگي يا كمون  Latent periodيا Incubation period : مدت زمان بين ايجاد عفونت و ظهور علائم بيماري كه هر چه طول اين دوره كمتر باشد نشانه قدرت پاتوژن مي باشد.

5- گسترش بيماري داخل ميزبان(Invasion): پيشروي محل هاي پاتوژن در گياه مختلف مي‌باشد مثلاً پارازيت‌هاي اجباري درون آوندهاي آبكش كه زنده هستند مستقر مي‌شوند  ودر آوندهاي چوبي مرده پژمردگي هاي آوندي Vascular Wilt را باعث مي شوند.

 باكتريها معمولاً در فضاهاي بين سلولي مستقر مي شوند و يا پكتات كليسم را حل مي‌كند و فضا باز كنند.

پاتوژن‌هاي سيستميك مثل ويروس‌ها كه از طريق آوندها و يا سلول‌ها در گياه پخش مي‌شوند كه از طريق سلول به سلول كندتر است ولي اگر از طريق آوند آبكش وارد شوند سريعاً خود را به مريستم‌ها راسي مي‌رسانند و علائم از همين نقاط نمايان مي شوند . قارچهايي كه از طريق آوندهاي چوي منتقل شوند سيستميك هستند «قارچها نمي توان درون آوندهاي آبكش منتقل شوند چون فشار اسمزي زياد و شيره پرورده باعث مي شود كه هاگ آب را از دست دهد و دچار پلاسموليز شود.»

6- مرحله توليد مثل پاتوژن: بسته به نوع پاتوژن متغيير مي باشد مثلاً قارچ ها هم توليدمثل جنسي دارند و هم غيرجنسي ـ باكتري‌ها از طريق دو نيم شدن، ويروس‌ها همانندسازي مي‌كنند.

7-   انتشار پاتوژن در مزرعه: Transmission ياDissemination: قارچها با باد و باران ـ ويروس ها به كمك ناقلين باكتري‌هاي‌ـ باد و باران – حشرات و.. منتقل مي شوند.

8- زمستان گذراني و تابستان گذراني: over winteringو يا  over summeringقارچها توليد اندم هاي مقاوم مي كنند ويروس ها ويروئيدها درون بافت گياهي خواهند ماند بعضي از ويروس ها در باقي مانده گياهي هم مي توانند زندگي كنند مثل TMV، برخي از ويروس‌ها زمستان را درون بدن حشرات مثلاً زنجيره‌ها سپري مي كنند.

 نماتدها اغلب به صورت تخم ندرتاً به شكل لاروي در خاك مي گذرانند.

چگونگي حمله پاتوژنها به گياهان:

 بيمارگر بايد خود را به پرتوپلاست سلول برساند كه احتياج به ابزار دارد كه نوع مكانيكي در نماتدها ديده مي شود و در باكتري‌ها ... به صورت شيميايي ديواره سلولي را از بين مي‌برند و به پرتوپلاست مي‌رسند

 مثلاً آنزيم هاي قارچ ها يا آنزيم كوتينازدر باكتري ها باعث تجزيه كوتيكول مي شود

. پكتات بين سلولي توسط پكتيناز نيز تجزيه مي شود.

 ديوار سلولي توسط سلولز و ديواره چوبي توسط ليگينياز از بين مي رود.

 بعضي از قارچها توليد توكسين مي كند كه سريعاً سلول را مي‌كشد و دو نوع هستند:

 1- توكسين غير اختصاصي براي ميزبان. 2- توكسين اختصاصي براي ميزبان .

هورمون : مثلاً با توليد هورمون اكسين توسط پاتوژن در گياه گال ايجاد مي شود و پاتوژن در آن منطقه فعاليت مي كند. يا پاتوژن كه توليد جيبرلين مي كند «جيبرلين باعث جدا شدن برگ از گياه در پاييز مي‌شود.»

 مكانيسم هاي دفاعي گياه در برابر عوامل بيماريزا:

1-   دفاعي قبل از حمله پاتوژنpassive :

الف- سدهاي فيزيكي.ب) سد هاي شيميايي

2-   دفاعي بعد از حمله پاتوژنActive:

 الف)‌فيزيكي. ب) شيميايي

 سدهاي فيزيكي قبل از حمله پاتوژن در گياه:

1-   وجود موم در سطح اپيدرم «گلبرگ»

2-   برخي از رقم هاي گياهي داراي روزنه هاي كمتري در سطح برگ هستند.

3-   بعضي از گياهان داراي اپيدرم ضخيم تري هستند.

سد هاي شيميايي قبل از حمله پاتوژن:

 وجود برخي از مواد شيميايي كه خاصيت قارچ كشي دارند

«تركيبات فنولي كه در معرض هوا قهوه اي رنگ مي شوند» كه درون واكوئلهاي خاصي در گياه نگهداري مي شوند

 اسيدكلروژنيك كه در پياز قرمز وجود دارد باعث مقاومت اين گياه در مقابل عوامل بيماري‌زا مي‌باشد.

سدهاي فيزيكي پس از حمله پاتوژن در گياه:

 1- ساخته شدن لايه چوب پنبه جديد در مقابل پاتوژن «سيب‌زميني هاي که موقع کشت نصف مي کنيم بهتراست در دماي خاصي نگهداري شوند تا لايه چوب پنبه روي آن تشكيل شود و در مقابل پاتوژن هاي درون خاك مقاومتر باشند.»

 2- ايجاد لايه هاي جدا شونده «در بيماري لكه غربالي كه روي برگ گياهان دو لپه اي تشكيل مي شوند گياه در اطراف اين لكه ها لايه‌اي جدا شونده مي‌سازدـ ((گياهان هميشه سبز))

3- تايلوز Tylose تورم سلولهاي پارانشيم همراه آوندهاي چوبي و نفوذ اين سلولها درون آوندهاي چوب و مسدودكردن آوند و ايجاد مانع در مقابل حركت پاتوژن با جلوگيري از حركت توكسين  ياآنزيم توليدشده در شير پرورده «گياهاي كه نصفشان سبزو نصف ديگرشان خشك است» تايلوزها ساختار سلولوزي دارند.

4-    توليد صمغ (:(Gums بيشتر در گياهان هسته داري توليد مي‌شوند كه با ورود به فضاي بين سولي و اكسيده شدن در مقابل هوا باعث مسدود شدن مسير حركت پاتوژن مي‌شود.

مكانيسم‌هاي شيميايي گياه پس از حمله پاتوژن:

1- فيتو الكسين‌ها، مواد سمي كه در گياه سالم به مقدار بسيار کم وجود دارند و يا اصلاً وجود ندارد و پس از حمله پاتوژن توليد آن درگياه شديداً افزايش مي يابد،مثلا گياه نخودفرنگي فيتوالكسيني به نام پيزاتين Pisatin مي‌سازد يا گلايسولين Glyceollin در سويا، كپسيدولCaosidol در فلفل، درارقام مختلف فقط ميزان و زمان توليد اين مواد متفاوت است.

2- تركيبات فنولي: پلي فنول در اثرآنزيم پلي فنل اكسيد مي شودبه كيونن‌ها تبديل مي‌شود كه بسيار سمي مي‌باشد.

3- صمغ زدايي Detoxification : بعضي از گياهان توكسين ايجاد شده توسط پاتوژن را تجزيه و اثر آن را خنثي مي‌كند«اسيدفوزاريك كه در برخي از ارقام پنبه و گوجه فرنگي به متيل فوزاريك تجزيه و مي‌شود و قارچ فوزاريم ديگر براي گياه بيماري‌زا نخواهد بود»

مصونيت اكتسابي (مقاومت القايي Induced Resistance): مشابه عمل واكسيناسيون در  انسان ميباشد با اين نحو كه برخي از مواد مكانيسم دفاعي گيا ه را روشن مي‌كنند

ملكول پيام بر در اين مکانيسم اغلب آسپرين است چون كه اسيد سالسليك در سلول‌ها كه مورد حمله قرار گرفته‌اندساخته شوداز طريقه سلولي با سلول ديگر يا آوند آبكش خودرا به ديگر سلول‌ها مي‌رساند»

 مثلا گياه Arabidopsis  در مقابل اسيد سالسليك با دوزهاي مختلف نسبت‌هاي خاصي از سيستم دفاعي‌اش فعال شد.

  علائم عمومي بيماري‌هاي گياهي:

 علائمي كه دراثر ظهورقابل رويت پاتوژن به وجودمي‌آيند«سفيدكهاMildew ـ زنگهاRusts ـ سياهكها Bunts ـ زنگ سفيدـ سختينه

» تغيير رنگهاـ رشد غير طبيعي گياه

1- سختينه يا اسكلروت مختص قارچ‌ها بوده و اندازه‌هاي در حدود ميلي‌متر و سانتي‌متردارد و براي حفظ قارچ در برابر شرايط نامساعد توليد مي‌شود.

2- ترشحooze كه مختص باكتري‌ها مي‌باشد«ترشحExudation» به صورت مواد لزج با ويسكوزيته بالا«باكتري وارد آوندگياه شده و علامت خاصي هم روي گياه ديده نمي‌شود يك ليوان آب مقطر را برمي‌داريم و قسمتي از گيا ه را مي‌بريم و درون آن مي‌گذاريم و خروج ماده را مشاهده مي‌كنيم كه نشانه وجود باكتري در گياه مي‌باشد»

3-   تغيير رنگها: Etiolation

·  بي‌رنگ شدن اندام گياهي در برابر كمبود نوركلروز Chlorosis : كه در اثر ساخته نشدن كلروفيل كافي درگياه مي باشد يا درشرايط مساعد نوري گياه به صورت سبز روشن يا زرد ديده مي‌شودکه اغلب ناشي از كمبود ازت خاك مي‌باشد، كلروز مي‌تواند ناشي از حمله پاتوژن «ويروس‌ها – فيتوپلاسماهاـ قارچ‌هاي آوندي...» هم باشد.

·  موزاييك Mosaic: ايجاد لكه‌هاي كلروز يا ايجاد لكه‌هاي زرد رنگ در متن سبز گياه كه اغلب توسط ويروس‌ها ايجاد مي‌شود.

  Mottle: موزاييك خفيف كه خيلي مشهود نيست.

4- رشد غير طبيعي اندام گياهي : برخي از اندام گياهي ممكن است رشدي غير طبيعي پيدا بكنند

 1ـ افزايش رشد 2ـ كاهش رشد

افزايش رشد: مثل گال ـ تومورـ زگيل(wart) «زگيل كوچكتر از گال»

كه اين افزايش مي‌تواند ناشي از افزايش تعداد سلول « Hyperplasia» ويا افزايش حجم سلول (Hyper throphy) باشد. كه بصورت گال ـ زگيل ـ تومورـ جاروي جادوگرWitches brome ( تعداد جوانه‌هاي جانبي زياد و رشد آنها سريع مي‌شود « ويروس‌ها و فيتوپلاسماها») ريشه ريشيhairy root : (كه تعداد ريشه زيادمي‌شود« نماتد‌ها و ويروس‌ها» ) ظاهر مي شود.

 كاهش رشد: 1ـ كاهش تعداد سلول(Hypoplasis)2ـ كاهش حجم سلول Hypothrophy :که  به صورت كوتولگي   Dwarf 2ـ كوتولگي Stunt كه در يك اندام گياه به وجود مي‌آيد«درگوجه»

3ـ كوتولگي Rossetingكه در اثر كاهش رشد ميان‌گره‌هاي به وجود مي‌آيد«

كوتولگي Nanism»

5- برگساني Phyllody : تشكيل اندام‌هاي رويشي مثل برگ در داخل اندام‌هاي زايشي كه ناشي از اختلال رشد مي باشد

ويروس‌ها و فيتوپلاسماها بيشتر عامل اين نوع از بيماري ها هستند(بيماري رايج كنجد در ايران)

6- پژمردگي Wilting: وقتي كه مسير آوندها مسدود مي‌شوند رخ مي‌دهد كه عامل آنها قارچهاي آوندي  و برخي از ويروسها مي باشند

پژمردگي كه از آبياري نكردن به موقع به وجود مي‌آيد قابل برگشت مي‌باشد.

7-لكه برگي‌ها Leaf spot: توسط قارچهاي هوا آزاد ـ برخي از ويروسها به وجود مي‌آيد كه در نوع لكه غربالي برگ حالت سوراخ سوراخ پيدا مي‌كند به دليل لايه جدا شونده در اطراف لكه حاصل مي‌شود«shot hole» لكه حالت نقطه‌هاي كوچك و سياه داردspeck

8- Blightسوختگي شاخ و برگ يا آتشك: قهوه‌اي شدن سريع برگهاـ جوانه‌ها و شاخه‌هاي يكساله كه صرف چند روز اتفاق مي‌افتد كه عامل آن اغلب باكتر‌ها و قارچها هستند.

9- Scald: تغيير رنگ بافت‌هاي اپيدرمي روي برگ يا ميوه معمولاً به صورت سطحي «كچلي»

Sun scald: آفتاب سوختگي كه ناشي از تابش مستقيم خورشيد به سطح گياه مي‌باشد

10-     آب سوختگي «water soak» جمع شدن آب در فضاي ميان بافتي در اثر باران‌هاي شديد يا عوامل بيماريزا مثلاً باكتري ها که در نهايت لكه‌هاي نكروزي روي برگ ديده مي‌شود.

آب سوختگي دراثر سرما هم مي‌تواند ايجاد شود.

11-     بلاستBlast:مرگ سريع غنچه‌ها و جوانه باز نشده اغلب توسط باكتري‌ها صورت مي‌گيرد«بلاست مركبات رايج در كشور»

12-     آنتراكنوز Anthracnose: عبارت ا ست از زخم‌هاي نكروز شده و فرو رفته در بافت گياه كه بيشتر روي شاخه‌ها و ساقه‌هاي يكساله و گاهي هم روي ميوه‌ها ايجاد مي‌شود. حاشيه اين برگهابه وسيله بافت پينه‌اي «كالوس» احاطه مي شود . «ظاهراً زخم حالت فرو رفته دارد»

13-     شانكرCanker: زخم‌ها خيلي بزرگ از نوع آانتراکنوزاگر روي تنه يا ساقه‌هاي چند ساله باشد

درفصل‌هاي گرم درخت فعال‌تر است و در سرما اگر باران يا رطوبت كافي باشدشانكر فعال مي‌شود و از اين نو و كهنه شدن زخم حالتي شبيه به سيكل تير اندازي در جهت طولي مي‌گيرند

14-     كتابي شدن ساقه Stem fasciation  ساقه از حالت استوانه‌اي خارج مي‌شود و حالت پهن به خود مي‌گيرد.

15-                       گموز يا انگومكGummosis :پوسيدگي و قهوه‌اي شدن محل طوقه كه دراين محل صمغ ترشح مي شود و اغلب ناشي از قارچ‌ها مي‌باشد.

16-     سبزآيي   Virescence: گل سبزي، سبز شدن بافت‌هاي كه در حالت عادي كلروفيل ندارند و بيشتر در اثر ويروئيدها و فيتوپلاسماها ايجاد مي‌شوند.

[ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 11:0 ] [ علی علیپور ]

[ ]